تبلیغات
welcome
welcome
 
قالب وبلاگ
نظر سنجی
نظر شما در مورد وبلگ چیست؟





كسانی كه فكر می‌كنند مسائل زندگی از یكدیگر جداست و هر چیزی یك مرز و قلمروی خاصی دارد و هر گوشه‌ای و قسمتی از زندگی بشر به یك شی ءِ بخصوص تعلق دارد تعجب و یا احیاناً انكار می‌كنند كه كسی مسأله‌ای به نام مسائل اقتصادی در قرآن طرح كند زیرا به عقیده اینها هر یك از اسلام و اقتصاد یك مسأله جداگانه است، اسلام به عنوان یك دین برای خودش و اقتصاد به عنوان یك علم برای خودش اسلام قلمرویی دارد و اقتصاد قلمروی دیگر . اما نكته این است كه مسائل زندگی را نباید مجرد فرض كرد. صلاح و فساد در هر یك از شؤن زندگی در سایر شئون مؤثر است . نظام ارزشی اسلام، خوشبختی دنیا و‌آخرت انسان را به طور همزمان مورد توجه قرار داده و دنیا را مزرعه آخرت معرفی نموده است . بر این مبنا به هر رفتار اقتصادی مفید كه در حوزة ارزش‌های اسلامی مجاز باشد، انجام آن مطلوب و شایسته است .

مدلها و الگوهای اقتصادی از آن جا كه به شدت تابع شرایط زمانی و مكانی می باشد، قابل تجویز و ارائه به طور كلی از سوی مكتب اسلام نبوده است . اما قوانین ثابت و همیشگی حاكم بر آنها ، در منابع اسلامی بیان شده‌اند . این مقاله تحقیقی در جهت شناخت آموزه‌های اقتصادی قرآن می‌باشد.

 بقیه در ادامه مطلب

نمونه‌ای از مدلهای  اقتصادی قرآن

1 ـ تعاون و همكاری ـ: سورة مائده آیه 2 تعاونوا… تا آخر ایه

2 ـ منابع طبیعی ـ: سوره نحل آیه 10 ـ هوالذی … تا آیه 13 یذكرون

3 ـ مسكن و خانه‌سازی ـ ـ اعراف 74 ـ نحل 80 تا 82

4 ـ كشاورزی ـ ، انعام 95 ـ انعام 141

5 ـ كمیته امداد ـ 57 ، توبه 60

7 ـ معادن : رعد 3 و 4 ـ حجر 19 تا 23

8 ـ قرض الحسنه: بقره 245 ـ مائده 12 ـ‌ حدید / 10 ـ 13 ـ مزمل/20 ـ تغابن/19 ـ حدید/18

9 ـ بانكداری بدون ربا ـ ـ آل عمران/120 ـ روم/39

10 ـ خرید و فروش : انعام/153 ـ اعراف/85 ـ هود/84 ـ 86

نظر قرآن راجع به ثروت :

 ما آنگاه كه می‌خواهیم نظری به ایده‌های اقتصادی قرآن بیفكنیم اول باید ببینیم نظر قرآن دربارة ثروت و مال چیست؟ ممكن است كسی بپندارد كه قرآن اساساً ثروت را مطرود و به عنوان یك امر پلید و دورانداختنی می‌شناسد اما چیزی كه پلید و مطرود باشد دیگر مقرراتی نمی‌تواند داشته باشد. كه آن چیز را بدست نیاورید، دست به آن نزنید، استفاده نكنید. همچنانكه دربارة‌مشروب چنین مقرراتی آمده است : لَعَنَ الله بایغها و مًشْتَریها و آكِلَ ثَمَنها و ساقیها و شاربها

جواب این است كه قرآن مال و ثروت را تحقیر نكرده، قرآن با هدف قرار دادن ثروت، با این كه انسان فدای ثروت شود محال است به عبارت دیگر اینكه انسان پول را به خاطر خود پول و برای ذخیره كردن بخواهد مخالف است: « الَّذینَ یَكنزْونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّه وَ كایُنفْقِوُنَها فی سَبیل ا… فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابِ الیم … توبه /34» آیاتی وجود دارند كه نقش پول را در فاسد كردن شخصیت انسانی بیان می‌كنند و به همین دلیل نیز ثروت پرستی مطرود كرده است.

ـ « اِنَّ الاِنسانَ لَیَطَغْی، اَنْ را'ه اسْتَغْنی » علق 6

ـ « وَ لاتُطِعْ كُلَّ حَلاّفِ مَهین، مَمَّازِ مَنشّاءِ بَنَمیمْ …… اَنْ كان ذامالٍ و بَنینْ …… قلم/15ـ10

ـ زُیِّنَ لِلإِنْسانِ حُبَّ الشَّهواتِ مِن النِّساءِ و اَلبْنَینْ و التَضاطیرَ المُقَنْطَره مِنَ الذَّهَبِ و الَفْضَّه وَالْخیَلْ المسُومَّه » ال عمران/14 .

اما قرآن خود ثروت را در كمال صراحت به عنوان « خیر » نامیده است. كُنتَ عَلَیكُمْ اذِا حَضَرَ اَحَدَكُمُ الْمَوْتُ اِنْ تَرَكَ خَیْراً الوَصَّیهُ لِلْوالدینِ و الاَقْربَین » بقره 180

و دفاع از مال را در حكم جهاد و كشته شدن در این راه و شهید تلقی كرده است الَمْقَتُولْ دُونَ اَهْلِهِ وَ مالِهِ …… و برای مال بر انسان حقوقی تأمل شده است.

ـ آشنا شدن با فهم كلام الهی از اهمیت والایی برخوردار است و این امر،‌ جز با درك درست كیفیت مطلوب زندگی انسانی از دیدگاه قرآن و سنت میسر نخواهد بود و از آنجا كه معمولاً در اقتصاد نیز از چهار موضوع عمده یعنی تولید،‌توزیع، مصرف و رشد بحث می‌شود لذا آیات قرآنی مربوط به علم اقتصاد را نیز بر چنین مبنا طبقه‌بندی نموده‌ایم همراه با شرح مختصری از آنها.

الف ـ تولید :

1 ـ قرآن و گستردگی منابع تولید:

آیاتی چند از قرآن كریم گویای آن است كه خداوند در زمین ، آنچه را انسان نیاز داشته، برای وی فراهم كرده است . در آیه‌ای می‌فرماید «وَاتیكم من كُلِّ ما سأَلْتُمُوُه : و هر چه از او خواسته‌اید به شما ارزانی داشته است» ابراهیم/34

و در جای دیگر می‌فرماید: « وَلَقَدْ مكَنَّا فیِ الاْرَضِ وَجَعَلْنا لَكُمْ فیها معایشَ قلیلاً ما تَشكَرون » اعراف زا « در زمین جایگاهتان دادیم و داها معیشتتان را در آن قرار دادیم : و چه اندك سپاس می‌گذارید»

بنابراین از دیدگاه قرآن كریم، در زمین آنچه مورد نیاز انسان برای ادامه زندگی لازم است، مهیاست اما این امر به معنای آن نیست كه كلیه نیازمندیهای انسانی به صورت بالفعل و بدون كار و تلاش در اختیار اوست بلكه بدین معناست كه انسان باید به كارگیری روحیه عمران و آبادانی و در سایر خلاقیت، ابتكار و تلاش رزق و روزی خویش را از منابع طبیعت به دست آورد و آنها را برای استفاده تغییرات ضروری دهد . و علت عمده ایجاد رفاه را تغییر دادن امكانات موجود دانسته است ،‌بنابراین اگر در مواردی مشاهده می‌شود كه قرآن كریم صرف ایمان و تقوا را مایه نزول بركات الهی و رونق اقتصادی دانسته است مثل آنجا كه می‌فرماید :

« وَلَوْاَنَّ اَهْلَ الْقُری آمنوا و اتَّقوا لَفَتَحْنا علیهم بَرَكاتِ من السَّماءِ و الَرْضَ  اعراف 96 »

مراد آیة شریفه این نیست كه فقط ایمان و تقوا،‌یعنی پرهیز از گناه، اسراف و … موجب نزول بركات می‌شود بلكه جنبة اثباتی آن دو نیز كه سعی و تلاش برای بهره‌وری مطلوب از منابع طبیعت باشد منظور خواهد بود بنابراین تلاش در راه بكارگیری وسایل برای رسیدن به مواهب طبیعت در امور مادی وسیله خواهد بود همان‌طور كه در امور معنوی وسیله قرار دادن اولیاء و انبیا برای تقرب الی الله مورد نظر خواهد بود. پس روشن است كه قرآن كریم دیدگاههایی مانند نظریه مالتوس را كه به محدودیت منابع طبیعت و عدم كفاف آن بری انسانها معتقد است رد می‌كند.

2 ـ زن هم می‌تواند فعالیت اقتصادی داشته باشد:

1 ـ « واتوالنسآءِ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَه نساء /آیه 4 »  2 ـ « لِلرِّجال نَصیبُ مِمَّا اكْتَبَوا و لِلنسآء نَصیبٌ مِّمِا اكْتَبْنَ  نساء/32»  3 ـ لِلرِّجالِ نَصیبُ مِّمِا ترك الْوالِدْانِ وَ الاْقَرْبَونَ و لِلنِّسآءِ نَصیبٌ مِّما ترك الوْلِدانَ وَ الْقَرْبَونُ مّشمِا قَلَّ منِه او كَثُرَ بَضباً مفروضاً نساء/7 » در هر صورت زن هم می‌تواند كسب مشروع و فعالیت اقتصادی ـ ولو در خانه شوهرـ داشته باشد زیرا همه بر فعالیت اقتصادی محتاجند تا بتوانند به زندگی خویش ادامه دهند.

ب : توزیع

1 ـ سه اصل مسلم در تجارت :

در آیه زیرـ كه یكی از آیات مورد بحث و تحقیق در فقه معاملاتی است ـ روابط انسانی را بر اساس مبادلات تجاری بیان می‌كند. خداوند می‌فرماید: « یا اَیُّهَا الذَّینِ امنَوا لاتَأكلُوا بَیْنَكُم بالباطلَ إلاّ اَنْ تَكوُنَ تِجارَةً عَنْ تَراضِ مِنكُمْ … نساء 29» « ای كسانی كه ایمان آورده‌اید اموال یكدیگر را به ناحق نخورید مگر آنكه تجارتی باشد كه هر دو طرف به آن رضایت داده باشید» این آیه گرامی،‌تجارت را بر اساس رضایت طرفین تشریح فرموده است از این آیه چند اصل استفاده می‌شود . اـ اصل عدم تصرف و دخالت در اموال یكدیگر ،‌كه مالكیت بر آن متفرع است . 2ـ اصل جواز تصرف در اموال یكدیگر بر اساس رضایت دو طرف مبادلات و تجارت، از این اصل ناشی می‌شود.  3 - اصل مالكیت كه مسلم دانسته شده و در واقع این اصل زیربنای دو اصل مذكور است . در جای دیگر می‌توان از این آیه استفاده نمود كه باید تجارت و معاملات با رضایت فروشنده و خریدار باشد. خرید و فروش اجباری و اكراهی و یكطرفه مردود است .

2 ـ اقتصاد در خانواده :

در آیه‌ای از قرآن در مورد اینكه نباید در امور زندگی و در مسائل مصرفی افراط و تفریط نمود آمده : والَذّینَ اذا اَنفَقَوُا لَمْ یُسْرِفوا و لَمْ یَقْتَروا و كانَ بَیْنَ ذالِكَ قَواماً : آنان كه چون هزینه می‌كنند اسراف نمی‌كنند و خست نمی‌ورزند، بلكه میان این دو راه اعتدال را می‌گیرند. فرقان /67 .

انسانی كه وظیفه تأهل را می‌پذیرد و خرج و نفقه خانواده‌ای را به عهده می‌گیرد باید برای این دخل و خرج حساب و كتاب داشته باشد به عبارت دیگر تا آنجا كه برای او مقدور است در جهت رفاه نسبی خانواده بكوشد. از نظر قرآن، حد مطلوب حالت اعتدال و میانه‌روی است لذا قرآن می‌فرماید « نه » دست خویش را از روی خست به گردن ببند و نه به سخاوت یكباره بگشای كه در هر دو حالت، ملامت زده و حسرت خورده بنشینی. اسراء29.

ج ـ مصرف :

1 ـ یتیم ورشكسته اقتصادی است، روا نیست مال او مصرف گردد:

خوردن مال یتیم و مصرف نمودن دارایی او به هر شكلی حرام است. مگر در مواردی كه حالت سوددهی داشته باشد و به اصطلاح اموال او افزایش یابد . « وآتوالیتامی اَمْوالَهُمْ وَ لاتُتَبدَلَّوا الْخَبیثَ … »

مال یتیمان را به یتیمان بدهید، و حرام را با باطل مبادله مكنید و اموال آنها را همراه با اموال خویش مخورید كه این گناه بزرگی است … نساء آیه 9 . فامَّا الیتیم فلا تَقْهَرْ مخی/9.

2 ـ مصرف‌های ضد ارزشی :

« یا اَیُهَاالذَّینَ امَنوا أنِ الْاَحْبارِ وَالرَّهْبانِ لِیَاْكُلوُنَ امَوْالَ الناسَّ بِالباطِل و یَصْدوّنَ عن سبیل ا… » توبه /34  انسان در مقابل آنچه مصرف می‌كند باید تولیدات یا خدمات تحویل دهد و به نحوی به جامعه‌اش خدمت كندو الا از مصادیق « اَكْل الاموال بالباطل » خواهد بود. اگر به عوض آگاهی دادن و سوق دادن مردم به سوی واقع، آن و گمراه و دور از حقیقت كند آن فردی كه در این مورد می‌گیرد حرام و مصداق « اكل المال بالباطل » است همانند رشوه،‌ربا و … .

د ـ رشد

1 ـ اقتصاد مورد علاقه انسانها:

در قرآن آمده است : « زُیِّنَ للاِنْسانِ حُبَّ الشَّهواتِ مِنَ النِسآءِ و … آل عمران 14» در چشم مردم آرایش یافته است،‌عشق به امیال نفسانی و دوست داشتن زنان و فرزندان و همیانهای زر و سیم و اسبان و چهارپایان و زراعت . همه اینها منابع زندگی این جهان هستند در حالی كه بازگشت گاه خوب نزد خداست» 1ـ در آیه فوق بهره اقتصادی و سیاسی بردن از زن نیز مورد نظر می‌باشد  2ـ در آیاتی از قرآن ابتدا به منافع كشاورزی و رونق آنی اشاره شد . و سپس ذكر شده كه بهتر از آن نیز وجود دارد یعنی این منابع اقتصادی در نظر مردم،‌ مورد علاقه است و خداوندبهتر از آنها را به مردم نشان می‌دهد.

اخلاق مؤمنان با اخلاق قوم یهود در امور اقتصادی فرق دارد. « یا بنی اسرائیل اْذكُرُا نعمتی الَّلتی اَنْعَمْتَ علَیكَمْ واَنّی فَضَّلْتكُمَ علی العالمین بقره/47»

خداوند قوم بنی اسرائیل را بر سایر اقوام موجود آن روز برتری داد آنها دارای بهترین سرزمین از نظر آب و هوای مناسب با چشم سار بودند و منطقه پراستعدادی برای كشاورزی و دامداری داشتند ولی ناسپاسی كردند و از بهره‌برداری خوب از آن مواهب خودداری نمودند و اطاعت از انبیای زمان را كنار گذاشتند اما مؤمن در رفتار اقتصادی خودش اطاعت از انبیاء را بر هر چیزی دیگر مقدم می‌دارد. او شكر زبانی و عملی خود را به جا می‌آورد تا در پیشگاه خدای خود سرافكنده نباشد.اهداف اقتصادی در هر مكتب اقتصادی باید مشخص و روشن باشد در مكتب اسلام نیز اهداف اقتصادی شامل، عدالت اقتصادی و اجتماعی، قدرت اقتصادی حكومت اسلامی،‌رشد اقتصادی و استقلال می‌باشد كه نظر قرآن را راجع به هر یك از آنها شرح می‌دهیم:

1- عدالت اجتماعی در قرآن :

عوامل انحراف از عدالت :

معمولاً دو عامل مهم برای انحراف از مرز علایق وجود دارد كه قرآن به هر دو عامل توجه فرموده است .

 اولین عامل انحراف حب ذات و علاقه‌ها و روابط است . قرآن در این باره می‌فرماید: « یا ایهاالذین آمنوا قوامین بالقسط شهداء لله و اعلی انفسكم اولوالدین و الاقربین ان یكن غنیا اوفقیرا فادلله اولی مهیما » نساء /135  « ای كسانی كه ایمان آورده‌اید كاملا به عدالت قیام كنید و گواهی‌های شما فقط برای خدا باشد گرچه به زیان خود شما یا والدین و بستگان تمام شود و مسئله فقیر بودن یا غنی بودن در گواهی دادن شما اثر نكند زیرا خدا سزاوارتر است به اینكه از آنها حمایت كند. یعنی مسئولیت شما فقط دفاع از حق است بدون هیچگونه ملاحظه فامیلی یا اقتصادی دومین عامل برای اینكه انسان در خط عدالت حركت نكند مسئله ناراحتی‌هائی است كه انسان از فردی و یا گروهی می‌بیند و در این زمینه نیز قرآن می‌فرماید « یا ایها الذین امنوا كونوا قوامین لله شهداء‌ بالقسط و لایجرمنكم ثنآن قوم علی الاتعدلوا اعدلوا هوا اقرب لِلتَّقوی » مائده /8 ای كسانی كه ایمان آورده‌اید برنامه شما قیام خالصانه و شهادت عادلانه باشد، دشمنی قوی سبب انحراف شما از مرز عدالت نشود و خرده حساب‌های سابق را تصفیه نكنید و مكرراً فرمان می‌دهد كه به عدالت رفتار كنید كه به تقوی نزدیكتر است.

دومین عامل انحراف مسئله رشوه است . در این زمینه قرآن می‌فرماید : « و لاتأكلو اموالكم بینكم بالباطل و تدلوا بها الی الحكام لتأكلوا فریقا من اموال الناس بالاثم و انتم تعلمون» بقره /182.

2-قدرت اقتصادی حكومت اسلامی :

دومین هدف اقتصادی اسلام كه می‌توان آن را عنصری بیرونی یا فرامرزی دانست، قدرت اقتصادی حكومت اسلامی در برابر سایر حكومت‌هاست كه این امر به دو منظور می‌باشد .

1ـ ترساندن كفار و دشمنان خارجی تا به ذهن آنها نقشه تجاوز نظامی و امكان تحت فشار قرار دادن حكومت اسلامی از نظر اقتصادی و محاصره اقتصادی، خطور نكند.

« وَ اَعِدّولَهُمْ ماَسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَةَّ وَمِنْ رُباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِه عَدُوَّاللهَ و عَدُوكَّمْ » انفال /60 در آیه فوق اطلاق كلمه « قوة » شامل هر نیرویی می‌شود و این شمول با استفاده از روایات اثبات می‌شود كه از ذكر روایات خودداری می‌كنم . پس كلمة « قوه » شامل نیروی برتر اقتصادی نیز كه مسلماً برای رویارویی با دشمن از جمله ابزار حتمی شمرده می‌شود،‌خواهد شد.از تعلیل ذیل آیة شریفه « تَرْهَبوُنَ بِه عدُواَّ … وَعَدوُكَّمْ ، استفاده می‌شود كه هر وسیله‌ای كه موجب ترساندن كفار شود مطلوب است و یكی از مهمترین وسایل ترس،‌قدرت اقتصادی حكومت اسلامی است پس رساندن حكومت اسلامی به قدرت و استقلال اقتصادی از اهداف اقتصادی اسلام می‌باشد.

2 ـ اشاعه اسلام در خارج از مرزهای حكومت اسلامی با بهره‌گیری از امكانات اقتصادی و كمك به ملل فقیر .

«و لاتركنوا الی الذین ظلموا فتمسكم النار و مالكم من دون الله من اولیاء ثم لاتنصرون» هود،‌113

بر اساس این آیه اعتماد به ستمكاران ـ كه از دیدگاه قرآن كافران مصداق اتم آن هستند ـ و تمایل به آنها جایز نیست و اگر حكومت اسلامی استقلال اقتصادی نداشته وبه غیر مسلمین وابسته باشد، بر ظالمین اعتماد كرده است . پس یكی از وظایف حكومت اسلامی استقلال اقتصادی است كه زمینه قدرت و اقتدار اقتصادی را فراهم می‌كند. این امر را قاعدة فقهی فی سبیل نیز تأكید می‌كند « لن یجعل الله للكافرین علی المؤمنین سبیلاً » نساء 114 كه بر اساس قوانین فقهی هر گونه واردات و یا تجارتی كه باعث تسلط كفار بر جامعه اسلامی شود ، حرام شمرده می‌شود.

3 ـ استقلال:

برخی حاكمیت سیاسی اسلام را جزو اهداف اقتصادی اسلام معرفی كرده‌اند درحالی كه این امر عنصری سیاسی و یكی از اهداف سیاسی اسلام ذكر كرد به هر حال درباره استقرار حكومت سیاسی اسلام آیات بسیار فراوانی در قرآن دیده می‌شود از جمله آیاتی كه لزوم اجرای قوانین قضایی، نظام و … را كه توسط دولت اسلامی باید انجام گیرد ،‌تأكید می‌كند  وَاَعِدوُالَهُمْ ماَستْطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ … انفال 60 .

4 ـ رشد اقتصادی ،

 قبلاً آیاتی كه مربوط به لزوم اقتدار اقتصادی و رشد آن در جامعه اسلامی می‌باشد ذكر شد .

اخلاق اقتصادی :

معیار ارزش نبودن غنا، وضدّ ارزش نبودن فقر: فقر و غنا هیچکدام معیار ارزش نیستند؛ بلکه ملاک ارزش ایمان و عمل صالح است. "اموال و فرزندان هرگز شما را نزد ما مقرب نمی سازد، جز کسانی که ایمان بیاورند و عمل صالحی انجام دهند که برای آنان پاداش مضاعف در برابر کارهایی است که انجام داده اند و آن ها در غرفه های بهشتی در نهایت امنیت خواهند بود "(سباء،37)

 

قرآن کریم برای فقر، واژه هایی مانند فقر، فقیر، فاقره، ضعیف، مستضعف، مسکین و مسکنة؛ و برای غنا، واژه هایی چون غنیّ، اغنیاء، ذامال، ذوعسرة، میسرة، ملاء، مترفین و مستکبرین را به کار برده است.

در معنای کلمه ی مسکین اختلاف وجود دارد. بعضی آن را فقیری دانسته اند که وضعیت بدتری (اَسوَاُ حالاً) دارد و برخی عکس آن را گفته اند. گاهی در قرآن، این کلمه بکار رفته و منظور، بیش تر فقر قدرت است، نه کسی که مال و ثروتی نداشته باشد و به عبارتی فقر مطلق، منظور نیست. "اما کشتی برای مساکین بود"(کهف، ۷۹)شبیه این تعبیر در روایات ائمه نیز وجود دارد. عبارت "مسکینُ ابن آدَم"در نهج البلاغه و روایات فراوان دیده می شود.

فقر و غنا در قرآن به معانی متعدد، از قبیل معانی زیر بکار رفته است:

فقر و غنای ذاتی:

"ای مردم شما همگی نیازمند خدایید؛ تنها خداوند است که بی نیاز و شایسته ی هر گونه ستایش است "(فاطر، ۱۵)

"خداوند بی نیاز و شایسته ی هر گونه ستایش است "(حج،۶۴)

"و هر کس کفران کند به زیان خویش نموده است که پروردگار من غنی و کریم است."(نمل،۴۰)

فقر و غنای فرهنگی:

از این گونه فقر و غنا در قرآن با واژه های استکبار و استضعاف یاد شده است. "مستضعفان به مستکبران می گویند: اگر شما نبودید ما مومن بودیم ؛ اما مستکبران به مستضعفان پاسخ می دهند: آیا ما شما را از هدایت باز داشتیم بعد از آن که به سراغ شما آمد و آن را به خوبی دریافتید؟ بلکه شما خود مجرم بودید"(سباء،۳۱و۳۲)

ولی اشراف متکبر قوم او به مستضعفانی که ایمان آورده بودند ، گفتند: آیا به راستی شما یقین دارید که صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟ آن ها گفتند : ما بدان چه او ماموریت یافته، ایمان آورده ایم . متکبران گفتند: ولی ما به آن چه شما ایمان آورده اید، کافریم"(اعراف،۷۵و۷۶)

غنای نفس:

 "و از شدت خویشتن داری، افراد نا آگاه آن ها را بی نیاز می پندارند "(بقره،۲۳۷) در واقع منظور از غنای نفس، حالت روحی است که انسان را از در خواست از دیگران باز می دارد.

فقر و غنای اقتصادی:

 "تا این اموال عظیم در میان ثروت مندان شما به دست نگردد."(حشر،۷)

"اگر فقیر و تنگدست باشند ، خداوند از فضل خود آن ها را بی نیاز می سازد" (نور،۳۲)

"زکات ها مخصوص فقیران و مسکینان است."(توبه،۶۰)

الف) معیار ارزش نبودن غنا، وضدّ ارزش نبودن فقر:

فقر و غنا هیچکدام معیار ارزش نیستند؛ بلکه ملاک ارزش ایمان و عمل صالح است. "اموال و فرزندان هرگز شما را نزد ما مقرب نمی سازد، جز کسانی که ایمان بیاورند و عمل صالحی انجام دهند که برای آنان پاداش مضاعف در برابر کارهایی است که انجام داده اند و آن ها در غرفه های بهشتی در نهایت امنیت خواهند بود "(سباء،۳۷

قرآن از بعضی فقیران ستایش کرده که فقرشان به سبب تنبلی نبوده است؛ بلکه در راه خدا در تنگنا قرار گرفته اند و امکان تلاش و فعالیّت اقتصادی برای آنان فراهم نبوده است. چنان که می فرماید: انفاق شما مخصوصاً باید برای نیازمندانی باشد که در راه خدا در تنگنا قرار گرفته اند؛ و با توجه به آیین خدا، آن ها را از وطن های خویش آواره ساخته؛ و شرکت در میدان جهاد، به آن ها اجازه نمی دهد تا برای تا مین هزینه ی زندگی، دست به کسب تجارت بزنند؛ نمی توانند مسافرتی کنند و سرمایه ای به دست آورند؛ و از شدت خویشتن داری ، افراد ناآگاه آن ها را بی نیاز می پندارند؛ اما آن ها را از چهره هایشان می شناسی و هرگز با اصرار چیزی از مردم نمی خواهند ." این است مشخصات آن ها و هر چیز خوبی که در راه خدا انفاق کنید، خداوند از آن آگاه است. (بقره، ۲۷۳)

همچنین از کسانی مانند حضرت سلیمان(سباء،۱۲و۱۳) داوود (سباء،۱۰و۱۱) و ذوالقرنین (کهف،۹۵ ۹۸) که دارای تمکن مالی خوبی بودند و مال را "رحمة من عند الله "و " فضلٌ من عند ربّی " می دانستند ، ستایش می کند. در مقابل، ثروت مندانی مانند قارون، (قصص ، ۷۹) فرعون،(یونس، ۸۸) ، ولید بن مغیره، (قلم،۱۵ ۱۲و مدثر،۱۲) ابو لهب (مسد،۱و ۲)را که بیش از حد به مال علاقه داشتند به شدت سرزنش می کند .

ب) جنبه های منفی غنا اتراف:

مترف به کسانی که مست و مغرور به نعمت شده و طغیان کرده اند، و مصداق آن غالباً پادشاهان و جباران و ثروت مندان مستکبر و خود خواه است. "اتراف " از ماده ی "ترفه" به معنای "التَّوسُّع فیِ النِّعمة"؛ گسترش در روزی است " . "مترف " از ماده ی "تَرَف " بر وزن سبب به معنای تنعم می باشد و مترف به کسی می گویند که فزونی نعمت ، او را غافل کرده و به طغیان واداشته باشد. به عبارت دیگر متـرف به حال خود رها شده و هر کـاری بخواهد، می کند، بنـابراین مترفان همان متنعّـمان و ثروتمـندانی هستند که به دنبـال لذت طلبی، هوس رانی، خوش گذرانی و عیش و نوش هستند. واژه ی دیگری که در قرآن کریم، تقریباً معادل کلمه ی اتراف به کار رفته، واژه ی "بطر" به معنای غرور و طغیان بر اثر فزونی نعمت است.

مترفان معمولاً در صف اول مبـارزه با پیامبران قرار داشتند؛ چرا که انبیای الهی و شریعت شان را مانعی در برابر عیش و نوش هاو خوش گذرانی های خود می دیدند. و گاهی این مسئله،باعث کفر آن ها می شد. آیات متعدد به مقابله ی آنان با پیامبران، کفر و انکار انبیا و نابودی چنین اقوامی که سرانجام سختی که در انتظار آنان است، اشاره کرده اند. این آیات به تفصیل در فصل چهارم بحث خواهد شد.

طغیان و انکار آیات الهی: غالب مفاسد دنیا از قشرهای مرفه و مستکبر سر چشـمه می گیرد و همیشه در صف اول مبارزه در مقابل انبیا، آنها بودند. همان ها که گاه قرآن از آن ها به "ملا" تعبیر کرده است (اعراف ۶۰) و گاه به "مترفین " (سباء۳۴) و گاه به "مستکبرین"(مومنون ۶۷) که اول، اشاره به جمعیت اشرافی است که چشم ها را پر می کند و درونشان تهی و خالی است و دومی اشاره به کسانی دارد که در ناز و نعمت به سر می برند، و مست ومغرورند و از درد و رنج دیگران بی خبر و سومی به آن ها که بر مرکب کبر و غرور؛ سوار و از خدا و خلق دورند. سر چشمه ی همه ی این ها احساس بی نیازی و غنا است. " و هر گاه روزی را بر بندگانش وسعت بخشد، در زمین طغیان و ستم می کنند ... " (شوری، ۲۷) و ما در هیچ شهرو دیاری، پیامبری نفرستادیم، مگر این که مترفان آن ها که مست ناز و نعمت بودند گفتند: ما به آن چه فرستاده شده اید کافریم. " و گفتند: اموال و اولاد ما از همه بیشتر است و این نشانه ی علاقه ی ما به خدا است و ما هرگز مجازات نخواهیم شد."(سباء،۳۴و ۳۵ )

در مقابل حضرت نوح، ابراهیم، موسی و طالوت ایستادند.تا جایی که نوح در شکایت از قوم خود در پیروی آنان از ثروتمندان شکایت می کند که اموال و دارایی شان چیزی جز بر زیان کاری شان نیفزود. و ثروتمندان را کسانی که باعث گمراهی قومش شده اند، معرفی و آنان را نفرین می کند . (نوح،۲۱و ۲۲)غفلت از یاد خدا، پیروی از هوای نفس، افراط در امور: بزرگان قریش به پامبر اکرم گفتند، فقیران را از اطراف خود پراکنده کن و به طرف ما بیا تا از تو حمایت کنیم . آیه نازل شد و فرمود : با کسانی باش که رضایت خدا را می طلبند . در مقابل از اشراف قریش به عنوان کسانی یاد می کند که دارای سه ویژگی غفلت از یاد خدا ، متابعت از هوای نفس، و افراط در کارها بوده ند ." با کسانی باش که پروردگار خود را صبح و عصر می خوانند و فقط رضای او را می طلبند؛ چشمان خود را از آن ها برمگیر و از کسانی که قلب شان را از خود غافل ساخته ایم اطاعت مکن؛ همان ها که از هوای نفس پیروی کردند، و کار هایشان افراطی است. " (کهف؟،۲۸)

ج) عدم تداول ثروت بین اغنیا، اصل اساسی در توزیع و رفع فقر:

قرآن با مالکیت خصوصی و به رسمیّت شناختن آن از تداول دست به دست گردیدن ثروت بین اغنیا ممانعت کرده است." کَی لا یَکونَ دُولَةً بین الاغنیاءِ مِنکُم"(حشر،۷) عدم چرخش اموال در دست ثروت مندان به این معنا نیست که ثروت از گروهی گرفته شود و به گروهی دیگر داده شود؛ بلکه منظور آن است که اگر مقررّات اسلامی در باره ی به دست آوردن ثروت، رعایت شود، به حقوق دیگران تعرض نشود، اگر مالیات هایی همچون خمس و زکات، خراج، احکام بیت المال، انفال، و.... درست اجرا شود، خود به خود نتیجه اش عدم تداول ثروت بین ثرو مندان خواهد بود. نا مطلوب بودن نابرابری و فاصله ی فاحش طبقاتی امری بدیهی است، آن چه مهم است مکانیسمی است که برای جلوگیری و کاهش آن در نظر گرفته می شود.

د) مکانیسم پیشگیری و رفع فقر:

خداوند متعال برای پیش گیری و رفع فقر مکانیسم دقیق و ظریفی را به کار گرفته است که افزون بر مسؤولیت دولت، افراد جامعه هم در آن وظیفه دارند. با وجوب نفقه، مشکل بار تکفّل اجتماعی زیر سنین پانزده سال و بالای شصت و پنج سال که بخش عمده ی اقشار آسیب پذیر را تشکیل می دهند اگر نگویم حل می شود دست کم به شدت کاهش می یابد؛ چرا که افراد زیر پانزده سال را فرزندان تشکیل می دهند و نفقه ی آنان پدر واجب شده است. افراد بالای ۶۵ سال پدر، مادر، پدر بزرگ، مادر بزرگ، را شامل می شود و نفقه ی آنان در صورت فقر بر فرزندان و در غیاب آن ها بر نوه ها و .... واجب است. زنان نیز به علت بعضی ویژگی های جسمی و نوعی از افراد آسیب پذیر هستند که نفقه ی آن ها در جایکاه عیال بر همسران شان واجب شده است، حتا زنان مطلقه، پس از طلاق به حال خود رها نشده و تا سر رسیدن عدّه، نفقه ی آنان بر عهده ی زوج است که مسکن و سایر نیاز های او را در حد فرعی تامین کند. آیات مربوطه به صورت مستقل در همین فصل بحث خواهد شد. در صورت انجام این تکلیف، بخش بزرگی از افرادی که آسیب پذیرند یا در در معرض فقر قرار دارند از جمعیت فقرا خارج می شوند؛ چرا که معمولاً افراد دارای سنین بالا، دست کم یک فرزند، نوه، یا نتیجه که از امکانات لازم برخوردار باشد، دارند. همان طور که افراد زیر پانزده سا ل، معمولاًدارای دست کم یکی از پدر، مادر، پدر بزرگ یا مادر بزرگ هستند. بقیه ی کسانی هم که نفقه ی آنانها بر کسی واجب نیست یا نفقه دهنده ی آن ها در فقر به سر می برد، شارع مقدس برای رفع فقر و سایر مصارف آنان، پرداخت بخشی از مال را به صورت خمس، زکات، یا در قالب جرایم مالی مثل کفارات، واحب کرده است، اعمّ از این که حکومتی وجود داشته باشد که آن ها را جمع آوری کند و به مصارف واقعی برساند یا نباشد. به غیر از نفقه های واجب و مالیات هایی که در شرع بیان شده است، این مسئله مطرح می شود که آیا افراد، تکلیف دیگری در برابر فقرا دارند یا خیر ؟ اگر فردی زکات، خمس یا کفاره ای برذمّه ندارند، ولی در کنار او، خانواده ی بی سر پرستی قرار دارد که از تامین ضرورت های زندگی نا توان است، آیا دیگر تکلیفی ندارد؟ اگر با فرض توانایی آنان را رها کرد و بر اثر سوء تغذیه، در جسم و جان آنان خللی وارد شد چنین عملی عقوبت دارد یا خیر؟ با بیان قرآن، خداوند فقط به پرداختی های منصوصی مثل زکات و خمس بسنده نکرده و برای ترک انفاق نیز، عقوبت شدید قرار داده است؛ گرچه بیشتر مفسران، آیات عقوبت را برزکات حمل کرده اند، علامه طباطبایی (رحمةالله)معتقدند که همان انفاق است، منتها در حدی که بتواند کمر راست و نیاز خود را رفع کنند، پرداخت آن واجب است.

مسؤولیّت دولت:

اگر وظایف حکومت پیامبر اکرم (ص) که آیات الهی بر عهده ی آن حضرت گذاشته است، بتوانیم تعمیم دهیم و آن را وظایف مقام حکومت و ولایت بدانیم، در این صورت می توان گفت که حاکم اسلامی موظف است، سیاست عدم تداول ثروت در دست ثروتمندان را تعقیب کند. از مسلمانان زکات بگیرد و به مصارف آن برساند که در راس آن ها، رفع فقر است. چنان که برخی مفسران، ذیل جمله ی"صَلَّ عَلَیهم"در سوره ی توبه آیه ی ۱۰۳که در آن به پیامبر اکرم به گرفتن زکات از مردم امر شد ه است، گفته اند: "این که برای زکات دهنده دعا کنید که خداوند به مالش برکت دهد یک اصل کلی برای امام و پیشوایی است"

آن چه را خداوند از اهل این آبادی ها به رسولش بازگردانید، از آن خدا و رسول وخویشاوندان او و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان است، تا این اموال عظیم در میان ثروت مندان شما دست به دست نگردد. آن چه را رسول خدا برای شما آورده ، بگیریدو اجرا کنید و از ان چه نهی کرده، خود داری نمایید؛ و از مخالفت خدا بپرهیزید که خداوند کیفرش شدید است. " (حشر،۷)

خداوند پس از اینکه حضرت ابراهیم، لوط، اسحاق و یعقوب نام می برد، می فرماید: همه ی آن ها را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما مردم را هدایت می کردند و انجام کارهای نیک و بر پا داشتن نماز و ادای زکات را به آن ها وحی کردیم. (انبیاء ۷۲) به اسمائیل (ع) نیز نسبت داده شده است که همواره قومش را به نماز و زکات فرمان می داد. (مریم، ۵۵و ۵۴)به نبی گرامی اسلام خطاب می شود: "از اموال آن ها صدقه ای به صورت زکات بگیر؛ تا به وسیله ی آن، آن ها را پاک سازی و پرورش دهی؛ و هنگام گرفتن زکات به آن ها دعا کن که دعای تو مایه ی آرامش آن ها است و خداوند شنوا و داناست. " (توبه، ۱۰۳)

مسؤولیت ثروتمندان :

مطلوب برای ثروتمند این است که پس از بدست آوردن ثروت از راه حلال، به آن نگرش صحیح داشته باشد و آن را نعمت الهی بداند؛ آخرت را در

آن چه خدا به او داده است، طلب کند، " و در آن چه خدا به تو داده، سرای آخرت را بطلب." (قصص ۷۷)به دنیایش در حد متعارف برسد ، " بهره ات را از دنیا فراموش مکن " (همان )با ثروتش به دیگران فخر نفروشد، در زمین طغیان نکند،به شکرانه ی نعمتی که خداوند به او داده است به خلق خدا نیکی کند، "و همان گونه که خدا به تو نیکی کرده، نیکی کن "(همان) ثروتش را در راه فساد و تباهی به کار نگیرد، "و هرگز در زمین در جستجوی فساد مباش که خداوند مفسدان را دوست ندارد"(همان) افزون بر مسؤولیت های پیشین، ثروت مندان در برابر فقیران مسؤولیت ویژه دارند. برای آنان یگانه راه پیمودن مسیر تکامل، رسیدگی به یتیمان و اطعام مسکینان است,؛ چرا که از نظر قرآن اهتمام به امور فقیران و تلاش در جهت فقر زدایی آن قدر مهم است که از آن به عبور از "عقبة"یاد شده. عقبه به گردنه ای گفته می شود که عبور از آن دشوار و معمولاًیگانه مسیر عبور و مرور است."ولی او از آن گردنه ی مهم نگذشت و تو چه می دانی که آن گردنه چیست؟ آزاد کردن برده ای یا غذا دادن در روز گرسنه ای، یتیمی از خویشاوندان یا مستمندی خاک نشین را. " (بلد،۱۱ ۱۶)

بنا بر این تعبیر، ورود به مرحله ی تکامل و دستیابی به سعادت، جز با عبور از این گردنه میسّر نیست. آیات بسیاری اهمیت انفاق را بیان، آن را همراه نماز ذکر و از اوصاف پرهیزکاران، مومنان و نیکو کاران برشمرده و به آن سفارش کرده اند. هم چنین درباره ی لزوم رعایت فقرا و افرادی که توانایی پرداخت بدهی خود را ندارند، سفارش شده است. "و اگر بدهکار قدرت پرداخت نداشته باشد، او را تا هنگام توانایی، مهلت دهید و در صورتی که به راستی قدرت پرداخت را ندارد برای خدا او را ببخشید،بهتر است؛ اگر منافع اینکار را بدانید. "(بقره ۸۰) طبیعی است که هر کس از امکانات بیشتری بر خوردار باشد؛ مسؤولیت بیش تری خواهد داشت.

ه) مصادیق فقر :

قرآن اوصاف با فضیلت ترین فقیران (اصحاب صفّه ) را بیان می کند آنان حدود چهار صد نفر بودند. "انفاق شما، مخصواًباید برای نیازمندانی یاشد که در راه خدا در تنگنا قرار گرفته اند، و توجه به آیین خدا؛ آن ها را را از وطن های خویش آواره ساخته؛ و شرکت در میدان جهاد به آن ها اجازه نمی دهد تا برای تامین هزینه ی زندگی، دست به کسب و تجارتی بزنند؛ نمی توانند، مسافرتی کنند و سر مایه ای به دست آورند و از شدت خویشتن داری، افراد نا آگاه آن ها را بی نیاز می پندارند، اما آن ها را از چهره هایشان می شناسی و هرگز با اصرار چیزی از مردم نمی خواهند . این است مشخصات آن ها و هر چیز خوبی در راه خدا انفاق کنید، خداوند از آن آگاه است."(بقره،۲۷۳)

و پیامبرشان به آن ها گفت: خداوند "طالوت "را برای زمامداری شما مبعوث و انتخاب کرده است. گفتند: چگونه او بر ما حکومت کند، با اینکه ما از او شایسته تریم ؛ و او ثروت فراوانی ندارد؟! گفت خدا او را بر شما برگزیده، و او را در علم و قدرت جسم، وسعت بخشیده است. خداوند ملکش را به هر کس بخواهد، می بخشد و احسان خداوند، گسترده و از لیاقت افراد برای منصب ها آگاه است . موسی برای گوسفندان آن دو آب کشید؛ سپس رو به سایه آورد و عرض کرد: پروردگارا!هر خیر و نیکی بر من فرستی، به آن نیازمندم.

و) مصادیق غنا:

آیاتی از قرآن درباره ی تعدادی از ثروتمند نازل شده است. آیه ها یا صراحت در ثروت آنان دارد و یا لحن و سیاق آن ها به گونه ای است که ثروت آنان را می رساند. این مصادیق هم از ثروتمندانی است که ثروت را رحمت و فضل خداوند دانسته و شاکر نعمت ها ی اویند و هم آنان که حب مال موجب اعراض آنان از خداوند شده و بعضاً طغیان کرده اند. مصادیق الگوی اول حضرت داوود، سلیمان و ذوالقرنین و الگوی دوم، قارون، فرعون، ولیدبن مغیره و ابو لهب هستند.

و ما به داوود از سوی خود فضیلتی بزرگ بخشیدیم؛ ما به کوها و پرندگان گفتیم:ای کوها و ای پرندگان!با او هم آواز شوید و همراه او تسبیح خدا گویید و آهن را برای او نرم کردیم. و به او گفتیم رزه های کامل و فراخ بساز، و حلقه ها را به اندازه و متناسب کن. و عمل صالح انجام دهید که من به آن چه انجام می دهید بینا هستم. و برای سلیمان باد را مسخر ساختیم که صبحگاهان مسیر یک ماه را می پیمود و عصر گاهان مسیر یک ماه را؛ و چشمه ی مس مذاب را برای او روان ساختیم؛ و گروهی از جن از پیش روی او به اذن پروردگارش کار می کردند؛ هر کدام که از آن ها از فرمان ما سرپیچی می کرد، او را از عذاب آتش سوزان می چشاندیم!. آنان هر چه سلیمان می خواست برایش درست می کردند: معبد ها؟، تمثال ها، ظروف بزرگ غذا همانند حوض ها، و دیگ ها ثابت،که از بزرگی قابل حمل و نقل نبودند؛ و به آنان گفتیم: ای آل داوود! شکر این همه نعمت را به جا آورید؛ ولی عده ی کمی از بندگان من شکر گزارند. (سباء،۱۰ ۱۳)و از تو درباره ی ذوالقرنین می پرسند : بگو بزودی بخشی از سر گذشت او را برای شما باز خواهم گفت. ما به او در روی زمین قدرت و حکومت دادیم؛و اسباب هر چیز را در اختیارش گذاشتیم. (قصص، ۷۶)

آن گروه به او گفتند: ای ذوالقرنین! یاجوج و ماجوج در این کشور فساد می کنند؛ آیا ممکن است که ما هزینه ای را در اختیار تو قرار دهیم که میان ما و آن ها سدی ایجاد کنی؟!. ذوالقرنین گفت: آن چه پروردگارم در اختیار من گذاشته، بهتر است از آن چه شما پیشنهاد می کنید ، مرا با نیرویی یاری دهید تا میان شما و آن ها سد محکمی قرار دهم ...و آن گاه گفت: این از رحمت پروردگار من است؛ اما هنگامی که وعده ی پروردگارم فرا رسد، آن را در هم می کوبد، و وعده ی پروردگارم حق است. (کهف، ۹۴ ۹۴ ۹۸)قارون ازقوم موسی بود؛ اما بر آنان ستم کرد. ما آنقدر از گنج به او داده بودیم که حمل کلید های آن برای یک گروه زورمند مشکل بود به خاطر آورید هنگامی را که قومش به او گفتند: این همه شادی مغرورانه مکن که خداوند شادی کنندگان مغرور را دوست نمی دارد.

قارون گفت: این ثروت را با دانشی که نزد من است به دست آورده ام آیا او نمی دانست که خداوند اقوامی را که پیشتر از او نابود کرد، نیرومند تر و ثروتمند تر از او بودند؟ و هنگامی که عذاب الهی فرا رسد مجرمان از گناهانشان سوال نمی شوند . روزی قارون با تمام زینت خود در میان قومش ظاهر شد، آن ها که خواهان زندگی دنیا بودند گفتند:ای کاش همانند آن چه به قارون داده شده است ما نیز داشتیم به راستی که او بهره ی عظیمی دارد. (قصص؛۷۸ ۷۹)

موسی گفت: پروردگارا تو فرعون و اطرافیانش را زینت و اموالی سرشار در زندگی دنیا داده ای، پروردگارا در نتیجه بندگانت را از راه تو گمراه می سازد پروردگارا اموالشان را نابود کن و به جرم گناهانشان، دلهایشان را سخت و سنگین ساز؛ به گونه ای که ایمان نیاورند تا عذاب درد ناک را ببینند. (یونس،۸۸)مرا با کسی که او را خود به تنهایی آفریده ام واگذار. همان کسی که برای او مال گسترده ای قرار دادم و فرزندانی که همواره نزد او و در خدمت او هستند و وسایل زندگی را از هر نظر برای او فراهم ساختنم. باز هم طمع دارد که بر او بیفزایم. (مدثر،۱۱ ۱۵)

آیات در باره ی ولیدبن مغیره نازل شده که دارای مال فراوانی بود. آیات ۱۲تا۱۵سوره ی قلم را نیز بعضی از مفسران احتمال داده اند درباره ی ولیدبن مغیره باشد که حاکی از ثروتمند بودن اوست. بریده باد هر دو دست ابو لهب و مرگ بر او باد هرگز مال و ثروتش و آن چه را که به دست آورد به حالش سودی نبخشید. در بعضی تفاسیر آمده است که ابو لهب مال بسیار داشت و آیه ی شریفه همان ثروت او را می گوید برایش سودی نبخشید

 

حجت الاسلام  حسن بابایی

مسئول تشکلهای دینی اداره کل تبلیغات اسلامی استان اصفهان




طبقه بندی: جهاد اقتصادی،
[ شنبه 21 آبان 1390 ] [ 04:46 ب.ظ ] [ امید وزیری دوزین ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با عرض سلام و خوش آمد گویی به شما بازدید كننده عزیز. امیدوارم ساعات خوشی را در این وبلاگ به سر ببرید.
email : omidtakalii@yahoo.com

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
.